تبليغاتX
آ ه را ه
دیروز بیست و هفتم اسفندماه با تصویر برداری آخرین سکانس که مصاحبه با کارشناس هنرهای آیینی بود کار تصویر برداری مستند "محفه" به اتمام رسید. نکته مهم این اتفاق که شیرینی خاصی داشت انجام این پروژه در زمان برنامه ریزی شده و اتمام آن تا قبل از شروع سال جدید بود! همین جا...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 20:29 توسط فرشید مختاری |

امروز٬ وقتی از عظمت و شکوه فرهنگ و تمدن کشورمان حرف می زنیم یا وقتی که خودمان را ملتی با فرهنگی غنی و تمدنی دیرپا میدانیم و یاد می کنیم و به گرانسنگی آن توجه می دهیم و خود را در مسیر احیا بالندگی دوباره آن می بینیم یا به آن فکر می کنیم و می اندیشیم و از "بازگشت به خویشتن" صحبت می کنیم! شاید گفته شود "داشتم داشتم که حساب نیست دارم دارم را بگو" و پرسیده شود "وقتی نوع زندگی عصر جدید و مناسبات آن متفاوت با گذشته هست و آینده ای متفاوت تر را پیش رو داریم اصولا چرا بازگشت و نگاه به گذشته و سپس کدام گذشته!؟"

به گذشته که نگاه می کنیم در یک قدمی ما ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 24 اسفند1386ساعت 18:8 توسط فرشید مختاری |

 امروز  با خبری مواجه شدم که دانشمندی  یهودی الهامات وحیانی حضرت موسی کلیم الله را  تحت تاثیر موادی مخدر و روان گردان دانسته بود! به سرعت ذهنم معطوف شد به حرمت شکنی تازه ای که سوی مدعی روشنفکری! دینی جامعه مان این روزها صورت گرفت! و قران محصولی بشری با نقش تعیین کننده لابد محمد! خوانده شد. چندی پیش  نیز کشیشی مسیحی تمایلات جنسی را به حضرت عیسی روح الله  نسبت داده بود. در عجب از این همه بی حرمتی یاد سخنان  مجید مجیدی عزیز و محجوب افتادم که در "دنیای تشنه معنویت و خدا" اینان بر کدامین طبل می کوبند! چه خوب شد که امسال توانستم "آواز گنجشکها" را در جشنواره فیلم فجر ببینم. و اینک... امشب در شب رحلت رحمه للعالمین رسول مهربانی هم نوا با خالق آواز گنجشکها...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 2:29 توسط فرشید مختاری |

چند سال پیش بحثی در فضای جامعه مطرح شد که ریاست جمهوری بالاترین مقام کشور هست یا نه؟ و تنها بالاترین مقام اجرائی کشور بودن عده ای را قانع نمی کرد و می بایست حتما ریاست جمهوری بالاترین جایگاه کشور باشد تا فردی وقتی در این جایگاه قرار گرفت؛ اگر خواست کاری بکند٬ بتواند! اما امروز...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 23:53 توسط فرشید مختاری |

"نخاله" میگه: "پس چرا دست رو دست گذاشتی نشستی!؟"... میگم "یعنی چی!؟" ... اوه! ببخشید!... قصد بی ادبی  نداشتم! "نخاله" اسم دوستمه!... یه دوست جون جونی! که قراره تو این راه! همراهم باشه... همراه! و احتمالا هم آه! حالا بعد ها بیشتر باهاش اشنا میشین! میگه: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 0:1 توسط فرشید مختاری |

  •  من آه می کشم!
  • آه من بلند است...
  • چون آبشار بلند!
  • چون گیسوی دخترک نشسته بر لب حوض...
  • و چون شعله ای که از خرمنی بلند! ... آتشین!
  • آه...
+ نوشته شده در دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 2:30 توسط فرشید مختاری |