امروز٬ وقتی از عظمت و شکوه فرهنگ و تمدن کشورمان حرف می زنیم یا وقتی که خودمان را ملتی با فرهنگی غنی و تمدنی دیرپا میدانیم و یاد می کنیم و به گرانسنگی آن توجه می دهیم و خود را در مسیر احیا بالندگی دوباره آن می بینیم یا به آن فکر می کنیم و می اندیشیم و از "بازگشت به خویشتن" صحبت می کنیم! شاید گفته شود "داشتم داشتم که حساب نیست دارم دارم را بگو" و پرسیده شود "وقتی نوع زندگی عصر جدید و مناسبات آن متفاوت با گذشته هست و آینده ای متفاوت تر را پیش رو داریم اصولا چرا بازگشت و نگاه به گذشته و سپس کدام گذشته!؟"
به گذشته که نگاه می کنیم در یک قدمی ما ...