تبليغاتX
آ ه را ه - پیکه بدهید!

یک مشکل کوچولو اینجا هست! شما توجه کردین تو صفحات مختلف وب لاگ ها پایین هر نوشته و متنی نویسنده آن به سلیقه های مختلف از شما خواسته نظر بدین؟! یا ایده بدین؟! یا... هر چیزی که معمولا بستگی به موضوع و محتوای اون وبلاگ داره! و جالب اینکه معمولا چیز هایی که اکثر ما مینویسیم نه نظر هست و نه ایده و نه هر چیزی که از ما خواسته شده! چه بسا جایی باشه برای رفتارهای شخصی ما در قالب کلمات و به صورتی مکتوب!

در حیطه واژگان مورد استفاده در زبان امروزمان و کمبود ها و ضعف های موجود و آسیب هایی که دیده و یا می بیند چاره اندیشی های زیادی شده است! علاوه بر معادل سازی ها که در طی این چند سال کم و بیش جایگاه خود را پیدا کرده (هر چند گاهی نیز موجب خنده و شوخی و مطایبه شده!) کلمات و واژه هایی هستند که صورت خود را به همان نحو که مربوط به دایره لغات زبان دیگر بوده اند حفظ کرده اند و به عبارت دیگر بعد از وارد شدن به دایره واژگان زبان فارسی جا افتاده اند و اگر هم جانیفتاده و همچنان ثقیل باشند به ناچار مورد استفاده قرار میگیرند!

حضور این دست کلمات معمولا با توجیهات فنی ادبی یا دلایلی که ان را عارضی عصر جدید و روزگار مدرن میدانیم به رسمیت شناخته شده در حالیکه به نظر میرسد تلاشی برای رفع این نقص به پشتوانه فرهنگ و ادب و زبان این سرزمین چنانکه شایسته باشد نشده است! به راستی چرا برای بیان مفهومی به واسطه یک واژه مناسب که در زبان ما جایش خالیست هیچ وقت به سراغ مجموعه واژگان زبانهای موجود هم خانواده با زبان پارسی خودمان نرفته ایم و نمیرویم! چه اشکال دارد به جای کلماتی که در زبان ما از زبانهای بیگانه و دور عاریه گرفته شده معادل ان را از دایره واژگانی انتخاب کنیم که در گوشه و کنار این سرزمین بزرگ به صورت محدود در بین قومیت ها و گویش های آنان رواج دارد و اتفاقا فارس اند!

تفاوت فرهنگ ها و دستوری که برای زبان گویش خویش دارند دایره معنایی کلمات را در هر فرهنگ و زبان و سرزمینی خاص گردانیده است! چه بسا برای ترجمه و بیان معنی کلمه ای در زبانی احتیاج به بهره گیری از چند فعل و کلمه در زبان دیگر باشد و چه بسا کلمه ای در همین زبان معنای وسیعی از واژگان را در زبان مقابل برابری کند!

شاید اگر از شما بپرسند چه کلمه را و یا چه عبارتی را برای رفع مشکلی که در بالا ذکر شد میتوان در نظر گرفت تا همه مفهوم های مد نظر نویسندگان را در خود داشته باشد و همچنین هر نوشته ای را که خوانندگان محترم به یادگار میگذارند متناسب با آن باشد٬ چیزی به ذهنتان نرسد و جوابی برای آن پیدا نکنید! چنانچه خودم بسیار دنبال کلمه یا عبارتی گشته ام و نیافته بودم!!!

روز سوم مردادی که گذشت به مناسبت بزرگداشت روز ملی خودمان! شرفیاب محضر استادی گرانقدر شدم! استاد جابر عناصری! و باوری که پس از این جلسه به من دست داد باعث شد تا خود اولین قدم را بردارم! در زبان سنگسری ما که از واژه های فارسی میانه یا پهلوی و قدیم تر از آن فارسی باستان و اوستایی پربار است واژه ای داریم به اسم پیکه!

پیکه به کلامی گفته میشود که در ادامه حرف و سخن و بیان یک شخص توسط فرد دیگری بر زبان می آید! چه در حضور او٬ چه در غیاب او! چه در رد او٬ چه در تایید او! چه در نسبت با گفته باشد٬ چه گوینده! چه نظری باشد و ایده ای و یا هر حرف و سخنی دیگری!

به نظر شما ایا این کلمه ظرفیت آن را ندارد تا اقسام مختلف سخن که در ادامه مطالب وب نویسان می آید را شامل شود!؟

پیکه بدهید!

+ نوشته شده در سه شنبه 8 مرداد1387ساعت 0:32 توسط فرشید مختاری |