تبليغاتX
آ ه را ه - زمزمه هایی برای آن من دیگرم!
۱.

می خواهم... قدیس شوم!

می شود؟!

تکفیرم نکنند؟!!

پاکی این همه سال را نباید بیالایم!

نیستی تو تا نیلوفرت شوم...

یادم باشد تو رویایی! تو رویایی که اینگونه پاکی...

 و من به قربانگاهت آمده ام با همه دل!

آه!...

آه از این همه بازی!

می خواهم قدیس شوم!

 سرمایه های من دروغ  نیست که به بازی آلوده کنم!

شاید وقتی بشود که فدای تو شوم!

  ۲.

در خواب و خیال

بر اندام رویائیت میپیچم!

دیوانه وار چون نیلوفر!

و پر شکوفه میشوم!

این منم؟

ــ چه شبیه توام! ــ

یا تویی! که شبیه منی؟

رویای گمشده ام!

از امروز نیلوفرت مینامم!

 ۳.

دلتنگ به سراغ گوی شیشه ای می آیم!

وآرام صورتم را نزدیک میکنم!

نیلوفر قشنگم!

زیباتر از هر وقتی به بلندای سروی قد کشیده ای!

صورتت را از من برمیگردانی و با گردن کشیده ات

از روی شانه راستت

 به ماه خیره میشوی

و بدینسان برای همیشه در قاب خاطرم مینشینی!

آاااااه ...

کاشکی به رویا راه بود!

رویای من!

زمزمه هایم را برای تو

 به تمامی ادرسهای جهان

 پست خواهم کرد!

تاشاید کسی جایی نشانی از تو  بجوید!

که اگر نباشی

"بعد تو...هیچ کسی دوست داشتنی نیست!"

+ نوشته شده در سه شنبه 7 آبان1387ساعت 19:33 توسط فرشید مختاری |