تبليغاتX
آ ه را ه - تب رهبری!
چند سال پیش بحثی در فضای جامعه مطرح شد که ریاست جمهوری بالاترین مقام کشور هست یا نه؟ و تنها بالاترین مقام اجرائی کشور بودن عده ای را قانع نمی کرد و می بایست حتما ریاست جمهوری بالاترین جایگاه کشور باشد تا فردی وقتی در این جایگاه قرار گرفت؛ اگر خواست کاری بکند٬ بتواند! اما امروز که در فضایی جدید ریاست جمهوری در مقام مسئول اجرایی کشور، تعریف و معنای خاص به آن بخشیده است؛ صرف نظر از نوع عمل و به دور از تحسین یا تقبیح فعل کارگزاران و تنها بر اساس نفس عملی که شکل گرفته است، انگار جایگاه ریاست جمهوری یک جایگاه دست چندم است و هیچ حرمتی ندارد! چنانکه می بینیم هر کسی در هر جایگاهی بدون ملاحظه در مورد کوچکترین رفتار ریاست جمهوری به خود اجازه می دهد به طعنه و کنایه و یا به بد اخلاقی و پرخاشگری اظهار نظر کند. (خواننده محترم حتما عنایت دارد که این نوشته بر اساس نگاهی اخلاقی به رفتارها و کردارهای اجتماعی مان نوشته می شود و  به این معنی نیست که نویسنده مخالف نقد و انتقاد و اظهار نظر می باشد.)

بالاتر از این متاسفانه چیزی که در گفتار و رفتار و کردار عده ای از مردان سیاسی که خود را صاحب نظر می دانند شیوع پیدا کرده است؛ اتفاقی است که منجر به نوعی احساس لیدر و رهبر بودن در بعضی افراد شده است که به طور عجیبی از زبان مردم! همی گویند سخن! و هیچ کس به اندازه آنها خیر و صلاح این کشور و ملت را نمیداند و تجلی اراده مردم در انتخاب یک فرد برای یک جایگاه، دلیل حفظ حرمت و شان و جایگاه مقام برتری مثل ریاست جمهوری نمی شود. و انگار نه انگار که این یک حق هست برای صاحب آن. یا به عبارتی دیگر او امانتدار حق اکثریتی است که او را انتخاب کرده اند. و این حق برای او تا اخرین روز دوره ریاست جمهوری اش محفوظ و او رییس جمهور کل کشور است! مقایسه کنید با انچه در فرانسه اتفاق میفتد و هفته ای نیست که خبری از اقای ساراکوزی نقل محافل نباشد. با این حال همه می گویند او برای ۵ سال رئیس جمهور است! به نظر می رسد این نوع رفتار ناشی از نوعی تب رهبری  و لیدر بودن هست که به عده ای دست داده و هیچ ربطی به جایگاه و حد و حدود سیاسی اجتماعیشان ندارد!

و اما آنچه در مقام عمل در این اواخر اتفاق افتاد٬ یکی مجلس محترم شورای اسلامی بود که بعد از سالها یادش آمد که مجلس در راس امور است! و یک دفعه برای خود احساس هویت کرد! و بسیار لازم آمد که این در راس امور بودن را ابتدا به قوه مجریه نشان دهد! و دیگر آنکه در اقدامی خیر خواهانه و کارشناسانه لازم شد تا به همراهی مجمع تشخیص مصلحت در جایگاه بودجه نویسی کشور بنشینند! اگرچه شاید رفع بعضی از کاستیهای بودجه دلیل قابل پذیرشی باشد اما لطمه ای که به شان و جایگاه قوه مجریه میزند به هیچ وجه نباید به دیده اغماض نگریسته شود.

به قول "نخاله" «اگر چه احمدی نژاد خاتمی نیست!...» که البته منظورش به جذابیت های ظاهری است! و شاید به اندازه افراد دیگر مصلحت کشور را تشخیص ندهد؛ اما یادمان نرود که او رییس جمهور کشورمان هست و ما چه موافق و چه مخالف او، چه مطلوب ما باشد چه نباشد باید در این نکته تامل کنیم که چگونه می شود فردی که در جهان خارج نماد و باعث احیای عزت کشور ماست و کوچکترین تحرکات او مورد توجه رسانه های جهانی قرار میگیرد، در داخل با حرمت شکنی های خودمان رو برو می شود و دیگر انکه چرا باید برای اتحاد ملی مان، اکثریت به تایید ملت، لحاظ دیگران را بکند! اینجانب به عنوان یک جوان ایرانی که نام احمدی نژاد به من هویت و اعتماد به نفس ملی می دهد به هیچ وجه خرسند نیستم وقتی می بینم رئیس جمهور کشورم که بالاترین مقام بعد از جایگاه رهبری است حرمت نگه داشته نمی شود٬ هر چند او به تواضع بگذرد! و این "روایت نا تمام دموکراسی" در کشور ماست که ان شاء الله در نوشته های بعدی نیز به ان خواهم پرداخت.

یا حق

+ نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 23:53 توسط فرشید مختاری |