امروز بیستم فروردین روز ملی دستیابی به فناوری هسته ای میتواند جایی باشد که با چشم غیر مسلح! گرانسنگی وغنا و توانایی بی نظیر فرهنگ این سرزمین را ببینیم!... و هست! فرهنگی که با گوشت و پوست ما آمیخته و در گوشه گوشه این سرزمین در هوا و زمین! در کوی و کوچه! در کویر و دریا و کوه و جنگلش جاریست! و ما هر وقت بر اساس اصالت خود رفتار کرده ایم، او ظهور یافته است و فروغش عالمگیر شده.
کدامین کسان! از کدامین گوشه جهان! میتوانند در کوتاه ترین زمان ممکن به تحولاتی شگرف و شگفت در حیطه های مختلف حیات اجتماعیشان برسند؟ بی شک هر که باشند و هر کجا که چنین شود؛ مهمترین شرط آن داشتن توانمایه چنین کاریست! و این چیزی نیست که زیر بته! به عمل آید!
امروز دستیابی به فناوری هسته ای به معنای واقعی کلمه یک حرکت ملی است! مطمئنا پرداختن به علوم برتر احتیاج به بنیان ها و زیرساختهای قوی و وسیع علمی در رشته های مختلف مخصوصا علوم پایه دارد و بر این اساس در رستاخیز وسیع دانش اموزی! که این سالها چنین ظرفیتی را به وجود آورده باید گفت همه مردم ایران از دانشمندان جوانی که کمتر از سی سال دارند تا آن پیرمرد و پیرزنی که در دورافتاده ترین اقصای این سرزمین بر سر کلاس نهضت حاضر میشود؛ ازآن کارگری که زیر بار زندگی فرسوده میشود تا جوانش درس بخواند تا آن استادی که در کهولت سن بر سر کلاس حاضر میشود! همه و همه سهیم و شریک هستند! و این از ویژگیهای همیشگی فرهنگ ما بوده و هست فرهنگ زگهواره تا گور دانش بجوی!
فراتر از این باید گفت نه "ما"ی امروز! که همه رگ و ریشه دیروزمان نیز سهیمند! این فرهنگ ماست که بوعلی دارد و ابوریحان و صدهزار ستاره دیگر که اگر نداشتیم چون دیگران بودیم! و اینان ستونهای نامرئی آسمان درخشش امروزمان هستند.
به راستی تا به حال به این نکته اندیشیده ایم که آنچه امروز اتفاق می افتد فراتر از برنامه ریزی و سیاست گذاری است؟ آیا ندیده اید که هنوز درباور عده ای نیامده است؟ به نظر شما چه چیزی به غیر از فرهنگ و مردان برخاسته از آن و پروریده در دامن آن با باور "ما میتوانیم" میتوانند زمینه و منشا چنین شکوفایی باشند؟
آیا ما نمیتوانیم در همه ابعاد حیات اجتماعیمان فرزند خصال خویشتن باشیم و اصیل و شخیص و بزرگ!؟